X
تبلیغات
رایتل

مرثیه ای برای یک رویا

25 مرداد 1390

 

 

 

 

سینمانگار: مهناز عظیمی: 70 سال پیش "تنسی ویلیامز" بر اساس زندگی شخصی خودش نمایشنامه ای نوشت که برای او شهرت بی نظیری به ارمغان آورد. این قصه هنوز گیرایی خود را نزد مخاطبانش حفظ کرده  و علت اصلی آن تضاد عجیبی است که بین طرز فکر و اندیشه ی شخصیت ها با  حقیقت تلخی که زندگی شان را در برگرفته وجود دارد. تضادی که گویی از ازل بین تخیل انسان و واقعیت پیرامونش وجود داشته و همواره با آن دست و پنجه نرم کرده است.

"تنسی ویلیامز" در سنت لوئیس در منطقه ای نسبتا پایین و حقیقتا در یکی از همان آپارتمان های کندو عسلی که در ابتدای نمایشنامه ی «باغ وحش شیشه ای» توصیف می کند روزگار گذرانده است. همواره با مادر خوش خیالش در جدال بوده است. او هم مانند کاراکتر پسر نمایشنامه اش مجبور بوده در یک کارخانه ی کفش سازی کار کند در حالی که همیشه آرزو داشته نویسنده شود. خواهرش "رز" مبتلا به بیماری بوده و در انزوا و رنج و اندوه فراوان به سر می برده است. ویلیامز هم مانند شخصیت پسر نمایشنامه مدام آرزوی فرار از آن زندگی نکیت بار را در سر می پرورانده  اما فکر مادر و خواهر بیمارش مانع بزرگی برای فرارش بوده است و او حقیقتا روزی مردی را به خاطر خواهرش به خانه می آورد.

بهرام توکلی با علم بر اینکه قصه ی این نمایشنامه تا چه اندازه می تواند به زندگی خانواده گی در جامعه ی امروز ما نزدیک باشد در «اینجا بدون من» اقتباسی به شدت بومی شده از این نمایشنامه را به تصویر می کشد.

از همان تیتراژ ابتدای فیلم که نماهایی از قسمت های مختلف خانه  به تصویر کشیده می شود و نیز ساده گی و شسته رفته بودن میزانسن ها در فیلم، روح تئاتری روایت به خوبی به مخاطب القا می شود. توکلی در اقتباس ش همواره از عناصر متنی و بینامتنی برای القای منبع الهام فیلمش استفاده کرده است. "احسان" کاراکتر پسر خانواده که صابر ابر به خوبی از عهده ی نقش آن بر آمده در طول فیلم مدام در حال دیدن فیلم های «گربه ای روی شیروانی داغ» یا «اتوبوسی به نام هوس» است که آن فیلم ها نیز اقتباسی از نمایشنامه های مختلف ویلیامز بوده اند. لحن دیالوگ گویی صابر ابر در طول فیلم بدون آنکه توی ذوق بزند کاملا تئاتری ست. فاطمه معتمد آریا بهترین انتخاب برای بازی کاراکتر مادر است. او همانطور که به زیبایی آماندای نمایشنامه ی ویلیامز را به تصویر کشیده ویژه گی های یک مادر دلسوز ایرانی را نیز به خوبی القا می کند.

بهرام توکلی دو سوم زمان فیلمش را به روایت عین به عین نمایشنامه ی «باغ وحش شیشه ای» اختصاص داده. اما آنچه مهم و مسئله ی اصلی این فیلم به حساب می آید یک سوم پایانی آن است که توکلی خود مولف آن است و همین در روایتش تحولی عجیب  می آفریند و از قضا مشکل اصلی موافقین و مخالفین این فیلم هم درست از همین جا آغاز می شود. 

 

ادامه مطلب را در سایت سینمانگار بخوانید. 

نظرات (6)
۱ نقد از این فیلم دیروز راجع به پایان فیلم همون مسئله ی که من و تو بعد از اتمام فیلم داشتیم در موردش صحبت میکردیم.
بنظر منتقدش، کارگردان برای این که انتهای فیلم بخاطر اینکه از تلخی اتمام فیلم کم کنه تصمیم گرفته اون رویاهای پسر خانواده رو یه تصویر بکشه.
البته ایشون یادشون نبود که در فیلم علاوه بر دیالوگهای گربه روی شیروانی داغ، دیالوگهای اتوبوسی به نام هوس هم وجود داشت یا شاید هم بخاطر چاپ در روزنامه پر تیراژ همشهری ذکر نام این فیلم از نظر اقایان مشکل داره !!!
نازنینم قبولیتو تبریک میگم
لیاقتشو داشتی چون من میدونم چقدر زحمت کشیدی. برات بهترین ها رو ارزو می کنم.
سلام... چه نوشته خوبی. نوشته ای که با "فکر" نوشته شه همینه. همشو دوست داشتم جز پاراگرف آخر. به نظرم اون جنوب شهری بیش از هر چی محتاج رویاست و به اون رویای پایانی تکیه می کنه...
قربان شما.
سلام. مطلب خوبی است ولی حیف که خیلی کوتاه به فیلم خوب توکلی پرداخته اید...راستی نمیدانستم که داستان باغ وحش شیشه ای از زندگی اصلی نویسنده برگرفته شده است...موفق باشید :-)
وبلاگ ارزشمندی دارید. مطالب بسیار جذابی را در آن درج کرده اید. خوشحال می شم سری هم به وبلاگ من بزنید .مقاله و نقد سینمایی و شرح فیلم های کوتاه ساخته خودم.در صورت تمایل مایل به تبادل لینک هم هستم.
مطالب اخیر این وبلاگ :
مقاله:سنت و مدرنیته در فیلم های ایرانی و جایگاه آن در تفکر مردم
مقاله:سینمای بدنه
نقد فیلم:سه زن-کارناوال مرگ-سلام بر عشق-دختر شاه پریون
سلام خ عظیمی خسته نباشید واقعان ازشما متشکرم که اندوخته های خودتون رو راجب هنر دراختیار هنر دوستان میگذارید.به امیدحق٠/کودک پشمک فروش خوابش گرفته روى این کف پوش سنگی/ سقف چهارگوش خونش شده یک نیمکت رنگی/
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد