X
تبلیغات
رایتل

چه کسی ابی بمبست را گشت؟!

23 مرداد 1389

 

 

 

حسن فتحی کارگردان خوب سینما و تلویزیون را همه می شناسیم. پیش از این سریال های تلویزیونی چون "مدار صفر درجه، میوه ممنوعه  و اشک ها و لبخند ها" را از او دیده بودیم. او که با فیلم "ازدواج به سبک ایرانی" وارد عرصه ی سینما شد، مولفه های خاص سینمایی اش را در فیلم "پستچی سه بار در نمی زند" به حد قابل قبولی رساند و در آخرین ساخته ی خود "کیفر" دیگر به کمال آن رسیده است.کیفر فیلمی ست در ژانر تریلر_جنایی_نوآر که چه در ساختار و چه در روایت با به کار گیری عناصری بدیع و تازه بالقوه می تواند یک جور فیلم کالت (الگو) برای سینمای ما باشد.

روایت را می توان به سه بخش تقسیم کرد:

یکم: مردی به نام برزو دل آرا به خاطر قتل عمد جوانی محکوم به اعدام است، خانواده ی قاتل به رضایت  پدر و مادر مقتول امید دارند و برای همین در مراسم بزم و عروسی با ساز زدن و خواندن برای دیه ی او پول جمع می کنند . چیزی حدود ده دوازده دقیقه از فیلم می گذرد و مخاطب با فضای داستانی ساده و تا حدی کلیشه ای روبه روست اما نویسنده و کارگردان هوشمند فیلم، مجال خسته گی به تماشاگرش نمی دهد و با اولین کلیشه شکنی او را درگیر قصه ای متفاوت می کنند. سر بزنگاه وقتی سیامک(مصطفی زمانی) برادر برزو به همراه دوستش جمال فابریک(امیر جعفری) به بانک می روند تا  کل پول پس اندازشان برای دیه را  بگیرند ، چند کیف قاپ جلوی بانک پول  آنها را می دزدد و  در نتیجه با عدم رضایت خواهر مقتول ،برزو که تا این لحظه آزادی او علت روایت قصه بود به دار آویخته می شود.

دوم : روز ختم برزو وکیلش حکم جلب سیامک را به درخواست همسر برزو یعنی سپیده(مریلا زارعی) گرفته است. وقتی سیامک از همه جا بی خبر سر می رسد برادر های چاقو کش لمپن معاب سپیده به دنبالش می افتند و ما ظرف چند دقیقه با درام جانداری روبه رو می شویم که برادر از سوی خانواده به هم دستی با دزد ها محکوم می شود در حالی که بنا به گفته ی خودش وقتی برای تعقیب دزدها جلوی بانک سوار ماشینی می شود او را  بیهوش و به محل ناشناخته ای برده و بعد رها می کنند . گره افکنی های ضربتی و تو در توی این بخش از نکات قابل توجه فیلم است تا کم کم مخاطب را برای تماشای بخش سوم فیلم آماده کند.

سوم: سیامک که گویی ناخواسته در ماجرایی از پیش تعیین شده قرار گرفته، متوجه می شود که شاکیان پرونده ی برادرش بیشتر از یک خانواده(خانواده ی مقتول) بودند و کسانی وجود داشتند که پشت پرده خواهان مرگ و اعدام برزو بودند. او برای یافتن این افراد از سر نخ هایی که دیگران به او می دهند استفاده می کنند و در این بین زندگی کثیف گذشته ی برادرش برای او آشکار می شود. 

 

ادامه مطلب 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد